تبلیغات
نسیم کوی یار - مطالب اسفند 1395
 
درباره وبلاگ


از تو باید گفت...

مدیر وبلاگ : محمد سجاد عادلی
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نسیم کوی یار
از تو باید گفت...








السلام علیك یاصدیقة الشهیدة


چند روزه خونه ی ما سوتكوره
چند روزه هوای خونه دلگیره
چند روزه مادرمون حالش بده
یه گوشه رفته رو از ما میگیره

همیشه كنارشیم تا كه دیگه
توی خونه دست به دیوار نشه
همه آروم تو خونه حرف میزنن
تا كه از خواب یه دفعه بیدار نشه

مادرم دور از نگاه غنچه ها
اشكاش و تو خلوتش پاك میكنه
بابا هم به خاطر ما بچه ها
پشت در غصه هاشو خاك میكنه

چند روزه واسه خوشی دل ما
راه میره تو خونه جارو میگیره
شبا دور هم به سختی جمع میشیم
حیف كه مادر دست به پهلو میگیره

تنور خونه دیگه روشن نشد
اخه مادرم نمیتونه پاشه
قسمت این بود كه برای همیشه
بابامون اول راهی تنهاشه

مثل اینكه دیگه وقت رفتنه
لحظه ی جدایی مون سر رسیده
دوست ندارم به خدا ولی بدون
قصه ی خونه به آخر رسیده



محمدسجادعادلی
فاطمیه 1395





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 13 اسفند 1395 :: نویسنده : محمد سجاد عادلی
نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم



از كفم رفته همه دار و ندارم چه كنم؟
من اگر از غم این داغ نبارم چه كنم؟
خانه ام سوخته و سینه ی من سوخته تر...
خانه ام هیچ، بگو با دل زارم چه کنم؟
باغبان بودم و گلهام لگدمال شدند
رفته از دست همه باغ و بهارم چه كنم؟!
مانده از خانه به مسجد رد خونت زهرا
اگر افتاد به كوچه سر و كارم چه كنم؟!
همدم ام! بعد تو آه است فقط همدم من
نشود هیچ كسی مثل تو یارم... چه كنم؟
ذوالفقاری كه مددكار علی بود دریغ
حال در خانه شكسته است كنارم چه كنم؟
تو چه بی جان شده ای! ای همه ی جان علی!
به دل خاك تو را گر نسپارم چه كنم؟



محمدسجادعادلی
فاطمیه 1394




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 13 اسفند 1395 :: نویسنده : محمد سجاد عادلی
نظرات ()

برای شهدای آتشنشان ساختمان پلاسکو







 


1
در مكتب دوست عشق آموخته اند
هرجا كه نیاز بود افروخته اند
معنای فنای در خدا اینانند
همواره به پای عشقشان سوخته اند...

2
ای آنكه داری از آتش، نشانی...
برای ما همیشه  قهرمانی
خدا "ایثار" را زد روز اول
به نام لشكر آتشنشانی...

3
بهار ما دوباره شد خزان! حیف...
شكسته باز قلب مادران حیف...
هوای سرد و ماندن زیر آوار
به لب ها مانده "آه" آتشنشان! حیف...






محمد سجاد عادلی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 13 اسفند 1395 :: نویسنده : محمد سجاد عادلی
نظرات ()





آدمی که ضربه خورده از در و دیوار سخت 

دست بر دیوار میگیرد ولی بسیار سخت 

وقت چیدن که نباشد شاخه ها خم میشوند 

بر زمین بگذاشت بارش را ولی اینبار سخت 

 

وای من حالا ببین با سینه زهرا چه کرد 

میخ،وقتی میرود بر سینه دیوار، سخت 

میخ را با چه مکافاتی علی بیرون کشید 

داغ اگر شد درمی آید از بدن مسمار ، سخت 

زودتر از دیگران اطرافیان جان میدهند 

هر زمان که میشود وضعیت بیمار ، سخت 

وای اگر خوابیده باشی درد بیدارت کند 

چند ماهی هست زهرا میشود بیدار سخت 

کودکی دست جوانی را گرفت و راه برد 

میشود دیدن برای دیدگان تار سخت 

این شب آخر برای تو خودم نان میپزم 

هر چه هم باشد برای خانه دارت کار سخت 

مثل اینکه باید امشب زحمتم را کم کنم 

میشوم از تو جدا ناچار، بالاجبار، سخت 

چشم از چشم علی تا وقت رفتن برنداشت 

آنقدر شد لحظه های آخر دیدار سخت 

حضرت مشکل گشا حالا به مشکل خورده است 

غسل زهرا شد برای حیدر کرار ، سخت 


علی اکبر لطیفیان




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 13 اسفند 1395 :: نویسنده : محمد سجاد عادلی
نظرات ()

"مناجات امام زمان (عج) و روز شهادت"


باز عطر یار آمد و دنیا به کام شد
یعنی دوباره موقع عرض سلام شد

این لطف هیئت است که حتی کسی چو من
با تو میان روضه فقط همکلام شد

شکر خدا که سایه ی الطاف مادرت
با دست تو به روی سرم مستدام شد

باز آمدم که گریه کنم شاید اشک من
بر زخم های مادری ات التیام شد

روضه بخوان ز غربت مولا که بعد از این
خورشید عمر فاطمه اش روی بام شد

تازه مصیبت دل حیدر شروع شد
هرچند درد پهلوی مادر تمام شد

ای منتقم به پهلوی زخمی مادرت
دیگر بیا، بیا که زمان قیام شد


محمدعلی بیابانی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 13 اسفند 1395 :: نویسنده : محمد سجاد عادلی
نظرات ()
بعد از سال ها سلام علیكم

 ما آمدیم!

 حالا كه شعر نیست همین هم غنیمت است




 شروعی دوباره در اسفند ١٣٩٥


 محمد سجاد عادلی


 امضا 



 یاعلی مدد




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 11 اسفند 1395 :: نویسنده : محمد سجاد عادلی
نظرات ()